X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
زمان ثبت : دوشنبه 25 دی‌ماه سال 1385 در ساعت 12:49 ب.ظ
نویسنده : تبریزلی بهمن
عنوان : سرآغاز شونیسم فارس در ایران

ما ترکان نه تنها همچون قارچ های یکروزه در ایران جوانه نزده ایم ، بلکه ملّتی با بیش از 25 میلیون جمعیت و ریشه ای چندین هزار ساله در منطقه سکونت خود هستیم.ما صاحب زبانی قدرتمند و زیبا و فرهنگ و ادبیاتی بسیار غنی هستیم که پشتوانه عظیمی برای ملّت ما محسوب می شود.

چرا ما از هویت(کیملیک) و دارایی فرهنگی(وارلیق)خود بی خبر هستیم ؟

و آنچه را از تاریخ ایران میدانیم اکثراً در جهت تحقیر ملت و فرهنگمان است؟

جواب را باید در 80 سال سیستم حاکم شونیسم فارس که ارمغان رژیم پهلوی است جست.

شونیسم یعنی اعتقاد به برتری نژادی و یا حقوقی ملتی بر ملت دیگر.با کنار رفتن قاجاریه یا آخرین حکومت ترک در ایران،رژیم نژادپرست پهلوی با نقاب وحدت ملی ولی در اصل برای خدمت به اربابان خارجی خود تمرکزگرایی(سانترالیسم)افراطی و یکسان سازی اجباری هویتی _ فرهنگی کشور کثیرالملله ایران را در دستور کار خود قرار داد.طبق سیستم جدید شونیسمی،ایران یعنی تنها سرزمین ملت فارس و دیگر ملتهای ترک،کرد،عرب،بلوچ و ... باید از صحنه فرهنگی،سیاسی ایران محو می شدند .

دلیل استعمارگران خارجی به خصوص انگلیس برای این سیاست نیز ایجاد قدرتی یکپارچه به عنوان سدی در مقابل رقیب استعماری روسیه (که به تازگی سیاستهای ضد سرمایه داری را نیز پیشه کرده بود.)و ساده کردن بازی های استعماری خود در منطقه وجود داشت.اول خاطره تلخ اروپاییان از دولت مقتدر عثمانی و دیگری ترس از پیشرو بودن ملت ترک آذربایجان در حرکات روشنفکری و ضد استعماری بود چرا که آذربایجان در آن زمان در نتیجه ارتباط زبانی ملت ترک آذربایجان و آزادیخواهان آذربایجان همزبان خود در آنسوی رود آراز و ترکیه دروازه ورود اندیشه های نو و آزادیخواهی به ایران بود.

این دوران مقارن بود با عصر نظریه های نژادپرستانه به خصوص تئوری ساختگی نژاد برتر در اروپا که دستاویز استثمارگران شده بود. این تئوری های نژاد پرستانه ساخته و پرداخته اروپاییان در ایران منبع الهام و تغذیه برای عدهای روشن فکر جیره خوار دربار پهلوی گشت تا با این رژیم در نابودی ملّت های غیر فارس همراه گردند.

حکومت مرکزی نابودی فرهنگی ملّت ها را به نسل کشی ترجیح داد ، هر چند که در مواردی نیز جنایت و خونریزی را بر این ملّت ها روا داشت.

فعالیت های شونیستی در این دوران عموماً در قالب ایده های پان ایرانیستی صورت می گرفت. پان ایرانیست ها طرفدار ایجاد ملت واحد ایرانی از طریق نابودی هویّت ملّت های غیر فارس و فارس سازی اجباری آنها هستند. از این رو است که پایان ایرانیست ها (شونیستها) به نازیهای ایران نیز معروف گشته اند .

مرامنامه شونیسم فارس را می توان در نژاد پرستی  ، ترک ستیزی و عرب ستیزی ، اسلام ستیزی ، باستان گرایی ، تبلیغ دین زرتشت خلاصه کرد.

اگر چه جرقّه های شونیسم فارس قبل از رژیم پهلوی و تحت تاثیر غربیان در ایران زده شده بود ولی ارتقاء آن در حد یک سیاست حکومتی از زمان رضا شاه شروع شد. از بنسنگذاران باستانگرایی و شونیسم آریایی نیز می توان از آخوندزاده ، جلالدّین میرزای قاجار ، میرزا ملکم خان و در نسل بعد ، سید حسن تقی زاده ، کاظم زاده ایرانشهر تبریزی ، محمود افشار ، احمدکسروی ، تقی ارانی ،  بهار ، زضازاده شفق ، محمدعلی فروغی ، جواد شیخ السلام زاده یحی ذکاء و ... نامبرد.

منبع:

ترکها و ایران (موجودیت و راهمان)

نشریه دانشجویان آذزبایجانی دانشگاه علم و صنعت ایران