X
تبلیغات
زولا
زمان ثبت : دوشنبه 12 مرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 06:50 ب.ظ
نویسنده : تبریزلی بهمن
عنوان : بیانیه تحلیلی کانون دمکراسی آذربایجان درباره بحران کنونی

رمزگشایی از "سکوت" آذربایجان

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن نقطه عطفی در تاریخ ایران به شمار می رود ، نیروهای ملی و دموکرات آذربایجان نیز با چنین درکی، تحلیل اتفاقات قبل و بعد از انتخابات را امری ضروری ارزیابی مینمایند.


 از سوی دیگر تعیین و تعریف چارچوبی تحلیلی برای نحوه مواجهه آذربایجان و شناخت دقیقتر این حوادث و چرایی آنها ، برای گامهای آینده ما بسیار مفید خواهد بود ، این چارچوب تحلیلی همچنین راهگشای نخبگان مرکزگرای ایران و نیروهای سیاسی مرکز را به درک بهتر و عینی از گفتمان مسلط سیاسی در آذربایجان خواهد بود لذا با امعان نظر به اینکه پیروزی جنبش اعتراضی موجود ، بدون تشریک مساعی همه شهروندان ایران میسر نیست ، توجه به این تحلیل و راه حل پیشنهادی آن ضرورتی اساسی برای رهبران و طرفداران جنبش کنونی است، بر این اساس " کانون دمکراسی آذربایجان "  ارزیابی و تحلیل خود از اتفاقات اخیر را به شرح زیر تقدیم می کند :
شرایط پیش از انتخابات :
حاکمیت چهار ساله جناح ولایت مدار و نظامی ، همراه با بی ثباتی اقتصادی ، گرانی ، کاهش قدرت خرید مردم ، تنشهای مداوم با جامعه جهانی ، صدور قطعنامه ها و تحریم بین المللی ، محدودیت و سانسور شدید رسانه ای ، سرکوب و اختناق و نقض مستمر حقوق بشر ، اخراج دانشجویان و اساتید منتقد از دانشگاهها و .... شرایطی را ایجاد نموده بود که عموم نیروهای سیاسی منتقد و اپوزیسیون در داخل و خارج ، مشارکت در انتخابات را بعنوان فرصتی حداقلی برای تغییر شرایط ارزیابی کرده و برای استفاده از این فرصت فعالانه در عرصه انتخابات حاضر شدند .
این گروهها از یک سو با طرح مطالبات خود و از سوی دیگر با اعلام حمایت از کاندیداهای رد شده از فیلتر شورای نگهبان مردم را به شرکت در انتخابات و تغییر دولت فرا خواندند ، البته انتشار مطالبات و خواسته های گوناگون صنفی و سیاسی و فرهنگی عموما در جهت بالا بردن آگاهی های مردم و اعتلای گفتمان کاندیداها صورت می گرفت و با توجه به مجموعه شرایط کشور و تعادل حاکم بر روابط قدرت انتظار برآورده شدن بیشتر این خواستها مد نظر نبوده و در اولویت کاری نیروهای سیاسی قرار نداشت بلکه اولویت اساسی همه گروهها ، برگرداندن حداقلی از عقلانیت بوروکراتیک به نهاد دولت با حذف احمدی نژاد بود.
پس از سرکوب سلسله اعتراضهای خرداد 1385 فضای امنیتی سنگینی در آذربایجان ایجاد شده و دستگیریهای گسترده ، صدور احکام طولانی حبس و تبعید ، سنگ اندازی در ادامه حیات نهادهای فرهنگی مردمی ، توقیف و تعطیلی فله ای نشریات دانشجویی آذربایجان ، تعلیق تشکلهای دانشجویی ، ممانعت کامل از برگزاری مراسمهای ملی و گرامیداشت شخصیتهای ترک و .... شرایط به مراتب بدتری را پدید آورده بود ، لذا انتخابات با استقبال گروههای سیاسی منطقه قرار گرفته و از ماهها پیش به موضوع مورد بحث بین نیروهای سیاسی آذربایجان تبدیل گردید .
 بخش از فعالان سیاسی آذربایجان با این استدلال که هر گونه مشارکت در انتخابات مشروعیت بخشی به نظام دینی – شوونیستی حاکم است به تحریم انتخابات پرداختند لیکن جمع دیگری از گروهها و فعالان سیاسی با تاکید بر لزوم تغییر ، مشارکت در انتخابات را مورد توجه قرار داده و در این راستا و در کنار جریانهای موجود " شورای هماهنگی فعالان حرکت ملی " نیز شکل گرفته و با ارزیابی انتخابات به عنوان فرصتی در راستای تحقق آرمانهای هویت طلبانه آذربایجان شروع به فعالیت نمود ، هر چند بی تجربگی سیاسی ، هدف گذاری غلط ، سیاه – سفید پنداری امور، ضعف فرهنگ تحمل و تعامل ، مکانیسم دست و پا گیر تشکیل شورا و ...  موجب بروز مجادلات و چالشهای غیرضروری ، وقت گیر و مضر گردید لیکن نفس تشکیل چنین شورایی یک گام به پیش  بوده و  لذا آن را گرامی میداریم ، امید است دست اندرکاران شورا با شناخت نقاط ضعف و رفع آنها در موقعیتهای مشابه با سرعت و چالاکی بیشتری به تدبیر امور بپردازند.
آسیب دیگر این مرحله تلاشها و نقدهای غیر منطقی و تخریب گونه برخی مخالفان شرکت در انتخابات بود که به بهانه جلوگیری از مصادره حرکت از سوی نامزد خاصی انجام میگرفت ، که ناشی از درک نادرست این دوستان از شرایط و چگونگی ائتلافهای انتخاباتی یا حمایت از یک نامزد خاص می باشد که یا بر اساس حوزه ای از منافع مشترک و یا پذیرش کل یا قسمتی از مطالبات حامیان شکل میگیرد.
با اینحال و علیرغم تمام کاستیها و نارساییها ، نیروهای فعال در جریان انتخابات ، توفیقات نسبی خوبی در برخی حوزه ها کسب نمودند که به برخی از آنها اشاره می شود :
-  تعامل و همکاری طیفهای مختلف فکری در داخل حرکت
- رسمیت یافتن گفتمان حقوق فرهنگی و ملی در ادبیات سیاسی ایران
- رشد خود آگاهی ملی در بین ترکان
- سیاسی شدن و حرکت به سمت تشکل یابی
- ایجاد و تعمیق شکاف بین موافقان و مخالفان حقوق ملی اقوام در بین نیروها و گروههای سیاسی مرکز
- و ....
 کانون دمکراسی آذربایجان وظیفه خود میداند از همه این تلاشگران ( شورای هماهنگی فعالان ، گروههای دانشجویی ، کمیته پیگیری مطالبات آذربایجان ، ان جی او ها ، اشخاص حقیقی و فعالان ستادهای انتخاباتی و سایتها و رسانه ها ) تشکر و قدردانی نماید ،
 کانون دمکراسی آذربایجان امیدوار است صاحب نظران محترم با مطالعه و آسیب شناسی رفتارها و موضع گیریهای طیفهای مختلف حرکت در این دوره انتخابات ، در رسیدن به درک بهتری از تعریف و تامین منافع آذربایجان اقدام نمایند.
حوادث بعد از انتخابات :
ناظران بیطرف و اکثریت جامعه با تامل در نارضایتی عمومی و گسترده از دولت محمود احمدی نژاد ، فضای انتخاباتی شهرها و روستاها ، مطالعه بلوکهای رای ، توجه به منشا قومی و زبانی کاندیداها ، شعارها و برنامه های آنها ، انتظار نتیجه ای غیر از آنچه اعلام شد را داشتند.
اعلام عجولانه نتیجه ای بر خلاف انتظار عمومی ، تایید شتابزده آن از سوی ولی فقیه ، دستگیری های گسترده در فردای انتخابات ، قطع کانالهای ارتباطی ، تحولات روزهای قبل از انتخابات ، شواهد و قرائن آماری ، ناشیگریهای موجود در نتایج اعلام شده برخی حوزه ها و  ....  شائبه تقلب در انتخابات و مهندسی آرا را قوت بخشید و موجب بروز اعتراضات گسترده در تهران و سایر شهرها گردید. تجمعات اعتراضی بی سابقه ای که پایه های اقتدار نظام اسلامی را بشدت تکان داد و با کودتایی و نامشروع قلمداد شدن دولت احمدی نژاد از سوی مردم و بخشی از روحانیت و نخبگان حکومتی شکاف عمیقی در حاکمیت ایجاد گردید.
پشتیبانی بی محابای آیت ا.. خامنه ای از احمدی نژاد و تهدید معترضان به سرکوب و کشتار ، نوک پیکان اعتراض را متوجه شخص ولی فقیه و ساختار نظام نمود ، سرکوب خونین معترضین با صدها کشته و مجروح و هزاران نفر زندانی ، نیز کارساز نگردید و اعتراضات ادامه یافت .
اکنون تداوم اعتراضات با وجه دمکراسی خواهانه و حقوق بشری و  شکل گیری حمایت گسترده جهانی از  آن ، شرایطی بسیار بحرانی و ناامن را برای رژیم رقم زده است و چالشی را شکل داده که ولایتمداران بنیادگرا و نظامیان در یک سو و مصلحتگرایان و رفرمیستها در سوی دیگر آن به صف آرایی پرداخته اند و در شرایط کنونی حذف هیچ کدام از آنها محتمل نیست لذا  بنظر میرسد که بحران کنونی هرچند با افت و خیزهایی ادامه داشته باشد ، بدیهی است که در صورت غلبه بنیادگرایان شرایط سخت تری در پیش خواهد بود و هرگونه مصالحه بین طرفین دعوا نیز به گشایش فضای سیاسی خواهد انجامید.
 
نحوه مواجهه نیروهای سیاسی آذربایجان در قبال اعتراض به نتایج اعلام شده و سرکوب خونین اعتراضات مردمی نیز بسیار حائز اهمیت می باشد که با پرسش زیر به شرح آن خواهیم پرداخت :
چرا اعتراضات به تهران و چند شهر بزرگ محدود شده و انعکاسی در شهرهای کوچک نیافت ؟
حضور نیروی سرکوبگر بسیج در محلات و امکان شناسایی آسان معترضین ، برخوردهای خشن تر  و خودسرانه سرکوبگران در شهرهای کوچک ، دسترسی محدودتر به منابع اطلاع رسانی غیر حکومتی و ..... امکان شکل گیری تجمعات اعتراض آمیز در شهرهای کوچک را بطور چشم گیری کاهش میدهد بر این اساس همواره تجمعات اعتراض آمیز ضد دولتی در تهران و برخی شهرهای بزرگ مرکز استان متمرکز بوده است ( بعنوان استثنایی بر این قاعده در اعتراضات خرداد 1385 مناطق ترک نشین حتی شهرهای کم جمعیتی چون آب بر طارم ، شهر بهار در همدان و .. چندین شهر کوچک دیگر صحنه اعتراضات خیابانی بوده است )
در آذربایجان نیز شهرهای ارومیه و تبریز در اعتراض به کودتای انتخاباتی صحنه اعتراضات مردمی گردید ، در ارومیه دو نفر شهید و جمعی نیز مجروح و شمار زیادی بازداشت گردیدند ، در تبریز نیز بر اساس آمار رسمی ، در اعتراضات ضد کودتا حدود صد و سی نفر از فعالان سیاسی و سایر شهروندان بازداشت گردیدند.
در زنجان نیز علیرغم شکل نگرفتن اعتراض خیابانی چندین نفر از فعالان سیاسی شهر بازداشت شده اند.
با این وجود و با این حجم از اعتراضات که در مقایسه با سایر شهرهای معترض بعضا گسترده تر نیز بوده است ، رفتار آذربایجان در اتفاقات بعد از انتخابات از سوی ناظران به " سکوت " تعبیر گردید که ناشی از سنت پیشتازی آذربایجان در مبارزات ضد استبدادی قرن اخیر ایران و انتظار تداوم همین نقش آذربایجان از سوی قشر عوام و خواص ایران است.
همانگونه که شاهد بودیم ، این انتظار تاریخی از آذربایجان در اعتراضات اخیر محقق نشد و به تعبیری آذربایجان " سکوت " اختیار کرد ، تحلیل و کنکاش چرایی این سکوت می تواند نقش موثری در شناخت واقعیات امروز آذربایجان و شکل گیری روابط آینده جنبش ملی – دمکراتیک آذربایجان با حرکات ضد استبدادی سراسری ایران داشته باشد.
کانون دموکراسی آذربایجان این رفتار را تداوم رفتار انتخاباتی آذربایجانیها در سال 1384 و بالا آمدن فرد کمتر شناخته شده ای چون محسن مهرعلیزاده به عنوان انتخاب اول استانهای آذربایجان ارزیابی می کند و به اجمال دلایل و عوامل زیر را در اتخاذ این " سکوت " موثر ارزیابی می کند :
1-آذربایجان در سالهای گذشته و با گسترش گفتمان هویت طلبی و ناسیونالیسم ترکی و بویژه بعد از قیامهای سراسری خرداد 1385 فضای امنیتی داشته و جو اختناق بر آن حاکم بوده است ، همچنین به مناسبتهای مختلفی چون سالگرد اعتراضات 1385 ، گردهمایی های پاسداشت مبارزات بابک ، روز جهانی زبان مادری ، بزرگداشت مشروطیت ، اعتراضات سالانه اول ماه مهر و بازگشایی مدارس و ..... شاهد برگزاری تجمعات و اعتراضات خیابانی در شهرهای مختلف آذربایجان بوده ایم که با سرکوب شدید و بازداشت و احکام زندان همراه بوده است ،
2- علاوه بر دستگیریهای گسترده سالیان اخیر که بنا به گزارش مراجع مستقل حقوق بشری فقط در سال 1385 بالغ بر 5000 نفر بوده است ، در آستانه انتخابات اخیر نزدیک به صد نفر در اعتراضات جمعی به ویدئوی درشت گوییهای سید محمد خاتمی دستگیر شده اند که شمار زیادی از آنها هم اکنون نیز در بازداشت به سر میبرند. رد  صلاحیت دکتر اکبر اعلمی همچنین لجاجت خاتمی و جناح اصلاح طلب در عدم عذرخواهی و دلجویی از مردم آذربایجان و سکوت در برابر سرکوب و دستگیری معترضان به وی ، فضای انتخاباتی را بی رونق نمود ، بدیهی است که در چنین فضای امنیتی و اختناق آمیز و کم رونقی جو  انتخاباتی امکان شکل گیری اعتراضات جدی بسیار کاهش خواهد یافت.
3-به نظر میرسد علاوه بر دو فاکتور ذکر شده در بالا مهمترین عامل " سکوت " آذربایجان این نکته باشد که  اعتراضات سالهای اخیر آذربایجان و مطالبات مردم ، جز موارد انگشت شماری عموما با بی توجهی و بایکوت گروهها و شخصیتهای سیاسی ، احزاب ، روشنفکران و رسانه های مرکز قرار گرفته است و گاها همنوایی برخی از جریانهای یاد شده با حکومت در سرکوب اعتراضات و دستگیریهای گسترده در آذربایجان نیز مشاهده شده است ، با این توصیف در صورت فعال شدن بیشتر نیروهای سیاسی و شهروندان ترک در اعتراضات کنونی -  که مسلما همراه با انعکاس مطالبات ملی آذربایجان نیز خواهد بود - آیا تضمینی بر عدم بایکوت و سانسور صدای آنها ارائه شده است ؟ در ادامه سانسور پیش گفته به عنوان مثال در حوادث اخیر نیز شهادت دو نفر در ارومیه ، حمله به خوابگاه دانشجویان دختر در همین شهر و بازداشتهای گسترده معترضان در تبریز و زنجان انعکاس چندانی در رسانه های ایران نیافت.
4- نیروهای مرکزگرا عموما مطالبات فرهنگی و زبانی آذربایجانیها را به آینده ای مبهم حواله داده و با پاک کردن صورت مساله ، حتی از ارائه برنامه ای روشن در این زمینه نیز خودداری کرده اند ، در واکنش به این روند نیروهای سیاسی به ویژه نسل جوان آذربایجان با درس آموزی از تجربه های پیشین " مشارکت فعال و هزینه پرداختن در حرکت و جنبشهایی که مهمترین ضرورت سیاسی و تاریخی آذربایجان و ترکان ایران یعنی مساله هویت ، زبان و فرهنگ را نادیده بگیرد  " را با تردید مورد بررسی قرار می دهند.
لذا به طور خلاصه می توان بایکوت و سانسور صدای آذربایجان ، همراهی و یا حداقل سکوت گروههای سیاسی مرکز با حکومت در سرکوب اعتراضات سالهای اخیر آذربایجان ، عدم ارائه برنامه منعکس کننده مطالبات آذربایجان در پلاتفرمهای نیروهای مرکزگرا و وجود جو امنیتی و اختناق چند ساله در منطقه را دلایل کم تحرکی یا " سکوت " آذربایجان برشمرد.
بخشی از نیروها و احزاب آذربایجانی مستقر در خارج کشور با تاکید بر مرزبندیهای مشخص خویش به حمایت کامل از اعتراضها پرداخته و تقریبا کلیه شخصیتها و احزاب آذربایجانی ، گروههای فعال در حوزه حقوق بشر ، سایتها و رسانه های ترکی با حس عمیق مسولیت و با صدور بیانیه ها ، شرکت در آکسیونهای اعتراضی و به ویژه درج و انتشار گسترده اخبار و رویدادهای جنبش ، اعتراض به کشتار شهروندان و پیگیری اعمال فشار بر حکومت اسلامی برای توقف خشونت علیه معترضان و زندانیان به یاری مردم ستم دیده و ایفای وظیفه انسانی خویش پرداخته اند ، بدیهی است که روند حمایت از آسیب دیدگان و قربانیان سرکوب خشونت بار معترضین باید ادامه داشته باشد.
" کانون دمکراسی آذربایجان " نیز فعالانه در این مسیر شرکت جسته و همگان را به حمایت از وجه ضد استبدادی ، دمکراتیک و حقوق بشری جنبش فراخوانده است.
" کانون دمکراسی آذربایجان " با عرض تسلیت مجدد به خانواده های داغدار ، خواهان شناسایی و محاکمه آمران و عاملان کشتار و ضرب و شتم مردم بی گناه ، آزادی فوری زندانیان سیاسی ، رفع محدودیت و سانسور از رسانه ها و ابزارهای ارتباطی و فراهم شدن امکان تجمعات آرام همه گروههای منتقد و مخالف می باشد .
ما با تاکید دوباره بر حمایت از ماهیت ضد استبدادی جنبش مردمی کنونی ، همه نیروهای سیاسی را به پذیرش واقعیت هویت چند فرهنگی و چند زبانی ایران و لوازم سیاسی این واقعیت دعوت می کنیم ، راه حل پیشنهادی ما برای فراگیر شدن جنبش انعکاس خواسته های اقوام ، زنان ، کارگران و ... در گفتمان جنبش است ، بدون توجه به اولویتهای مردم آذربایجان و همدلی با آن ، بدون محکوم نمودن سرکوب آذربایجان و سایر اقوام و با تداوم سانسور و بایکوت و تحمیل جداروی به آنها انتظار مشارکت و همراهی آذربایجانیها و سایر اقوام و در نتیجه پیروزی جنبش رویایی بیش نخواهد بود ، باید مطالبات دمکراتیک همه گروهها ، اقوام و ملیتها و زنان و .. از اولویتی یکسان برخوردار گردد و فرصت ظهور و بروز گرایشهای غیرستیز دینی و شوونیستی از میان برود ، در پایان از زبان مارتین لوترکینگ رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکا پاسخ به اولویت بندی و تقدم و تاخر مطالبات مختلف و شعار " الان وقت این حرفها نیست " را اینگونه بیان می کنیم : " بهترین زمان ، همین الان و بهترین مکان همین جاست ، ما اکنون با این حقیقت روبرو شده ایم که فردا ، همین امروز است ، اکنون باید با این ضرورتهای اجتناب ناپذیر رو در رو شویم ".
  علیرضا اردبیلی-سایت تریبون